زير درخت سيب




تمامي سالها

  ميراث حيات را - خواهم داد  - 

به آني گذرا

كه برق نگاهت از صدف پلك هات بيرون ميجهد 

 ....   بي تاب 

 


حالي ميان من و تو

هزاره هاي تاريكي 

 .فاصله افتاده است



تو را ميگويم

  ... اي ستاره موهوم 
 


بهار خواهد رسيد

و باغ هاي مغستان 

  . شكوفه خواهند داد 

 

 ... و زير سيب

زير درخت سيب 

آنجا كه مادرت تو را زاييد

دستي تنها براي دوباره چيدن

  ... به انتظار تو آويخته است 

 

 

       مهشيد شكيبا

 1379 اسفند







بازگشت