سرود
شبانه

گزیده ای از مزامیر تورات
گردآوری و تنظیم متن : مهشید شکیبا
آواز من به سوی توست و فریاد می کنم
زیرا نام تو نزدیک است و جان من به تو چسبیده است
سرود شبانه خود را به خاطر می آورم
ابرها ترا دید ... ابرها ترا دیده متزلزل شد
لجه ها نیز سخت مضطرب و متعجب گردید
ابرها آب دید و افلاک رعد بداد
تیرهای تو نیز به هر طرف روان گردید
صدای رعد تو در گردباد بود
و برقها ربع مسکون را روشن کرد
پس زمین مرتعش و متزلزل گردید
طریق تو دریاست
طریق تو دریاست
و راههای تو در آبهای فراوان
و آثار تو را نتوان دانست
من گنگ بودم و خاموش
و ازنیکوئی نیز سکوت کردم
و درد من به حرکت در آمد
من گنگ بودم و خاموش
چون تفکر می کردم آتش افروخته گردید
پس به زبان خود سخن گفتم
ای عود و ای بربط بیدار شوید
من نیز در سحرگاه بیدار خواهم شد
و تو را خواهم طلبید
جان من تشنه توست و جسدم مشتاق تو
در زمین خشک تشنه بی آب
چنانکه در قدس بر تو نظر کردم ...
ای صخره من و ای حصه من
از اقصای جهان تو را خواهم خواند
آن هنگام که از ناله خود وا می مانم
و در تمامی شب تخت خواب خود را غرق می کنم
و بستر خویش را به اشک ها تر می سازم .
از اقصای جهان تو را خواهم خواند
هنگامیکه دلم بیهوش و جانم در من منحنی می شود
ای صخره من و ای حصه من
در دستت کاسه ایست و باده آن پر جوش
از شراب ممزوج پر است که از آن می ریزد
اما درد هایش را جمیع شریران جهان افشرده خواهند نوشید
و اما من تا به ابد ذکر خواهم کرد و برای تو ترنم خواهم نمود
متبرک باد نام مقدست تا ابد الاباد
... آواز من به سوی توست و فریاد می کنم